A nostalgic  

 
   
 
                   

Sunday, October 30, 2005

اگه این 6 نفر سوسک رو نکشته بودم الان به جای تنهایی 6تا هم خونه داشتم.

11 Comments:

  • At Sun Oct 30, 08:25:00 PM 2005, Anonymous سرزمین رویایی said…

    تنهایی درد غریبی است !

     

  • At Sun Oct 30, 09:11:00 PM 2005, Anonymous ساسان . م . ک . عاصی said…

    اول اینکه نظر لطف شماست. روزی که یک نوستالژیک از قلم آدم تعریف کنه رو می‌شه جشن گرفت. خوشحالم که این حس رو دارید. براتون آرزوی سرخوشی و پیروزی دارم دوست عزیز. و دوم: اولا که دنیا دار مکافاته. اون زمانی که بی‌توجه به التماس‌های اون شش تا طفل معصوم داشتید زیر فشار بی‌رحم دمپائی یا با سیلان بی‌مروت زهر اونها رو می‌کشتید باید فکر الآن هم می‌کردید!!! اما اصلا مهم نیست. این سوسک‌های لعنتی خیلی دل نازکند. نسلشون ور نمی‌افته.دو روز نشده یه گله‌شون برمی‌گرده و قول می‌دم که اون‌ها رو هم خواهید کشت(باور بفرمائید به تنهاییش می‌ارزه) از طرفی من خودم الآن دیگه کم کم دارم حتی به شپش هم راضی می‌شم. الآن سوسک برام یه رویاس! واقعا که تنهائی بد دردیه. حق با شماست.

     

  • At Mon Oct 31, 08:17:00 AM 2005, Anonymous نمی دونم said…

    نمی دونم!...پیام بالایی خیلی قشنگه. نوشته ی تو هم همینطور...می تونم حس کنم چی میگی...ولی منم اگه جای تو بودم همین کار رو می کردم و همین افسوس رو هم می خوردم.

     

  • At Mon Oct 31, 02:11:00 PM 2005, Anonymous شوخی روزگار said…

    چه خوب که به نفر بودنشان اشاره کردی ...به هر حال آدم باید با تنهایی بسازه

     

  • At Mon Oct 31, 10:03:00 PM 2005, Anonymous میمون said…

    یه خورده بیشتر فکر کن! 7 تا سوسک کشتی

     

  • At Tue Nov 01, 06:48:00 PM 2005, Anonymous غربت said…

    هم خانه ای به قیمت ارزان به فروش می رسد !!! البته به شرطی که با خشونت با اون برخورد نکنی

     

  • At Wed Nov 02, 04:01:00 PM 2005, Anonymous فینگیلی said…

    همه سوسکها تنها شدند، دیگه کسی نیست سوسکها رو بکشه

     

  • At Wed Nov 02, 07:40:00 PM 2005, Anonymous شهرزاد said…

    نفر!!!!شاید شتر بودند

     

  • At Fri Nov 04, 07:12:00 AM 2005, Anonymous نمی دونم said…

    این نوشته ات منو برد تو فکر. درباره ی تنهایی یه چیزی نوشتم و به وبلاگ تو هم لینک دادم.

     

  • At Mon Nov 07, 05:28:00 AM 2005, Anonymous Anonymous said…

    ehem, tooye tarikhaneye zehne man, hich hasharei par nemizanad. sokoote marg ra bishtar doost daram...

     

  • At Sat Nov 12, 01:07:00 PM 2005, Anonymous کارو said…

    آیا آدم نباید خجالت بکشد وقتی در باب ساس های خانواده اش حرف بزند؟ -کافکا، در شرمساری سامسا- گفتگو با کافکا

     

Post a Comment

 

<< Home