A nostalgic  

 
   
 
                   

Sunday, December 11, 2005

(;

10 Comments:

  • At Sun Dec 11, 02:25:00 PM 2005, Anonymous Anonymous said…

    روزنه ها همه بسته است. اما نور قرمز تا ابد سرود زندگی می خواند.
    I wish I could...

     

  • At Mon Dec 12, 05:43:00 AM 2005, Anonymous نمی دونم said…

    تصویر قشنگیه ولی آدم به هیکلش حسودیش میشه نه؟!

     

  • At Mon Dec 12, 06:40:00 AM 2005, Anonymous فائزه said…

    delam panjere khast ba ghaterehaye baroon rosh

     

  • At Mon Dec 12, 09:45:00 AM 2005, Anonymous masoud said…

    زندگی، فهم نفهمیدن هاست
    زندگی، پنجره ای باز به دنیای وجود
    تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
    آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
    فرصت بازی این پنجره را دریابیم
    درنبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

     

  • At Tue Dec 13, 05:23:00 PM 2005, Anonymous فینگیلی said…

    اگر یک روز از زندگی من باقی متنده باشد
    از هرکجای دنیا چمدان ک.چکم را می بندم
    راه می افتم ایستگاه به ایستگاه
    مرز به مرز
    پیدایت می کنم کنارت می نشینم و ...

     

  • At Wed Dec 14, 08:15:00 AM 2005, Anonymous غربت said…

    ممنون از اینکه هر روز به من سر میزنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     

  • At Wed Dec 14, 08:51:00 AM 2005, Anonymous ساسان . م . ک . عاصی said…

    به شدت آرزوی یه پنجره کردم... یک ساله فقط دیوار دارم برای تماشا...پنجره هم داره نوستالژیک می‌شه! (البته بگذریم از این‌که آرزوی بعیده از پشت پنجره چیزی را تماشا کردن. حالا این خانم چطور چیزی برای تماشا پیدا کردن سوالی‌ست با پاسخی نامعلوم. به‌هر حال خوش به حالش!) سرخوش باشید.

     

  • At Wed Dec 14, 12:53:00 PM 2005, Anonymous عابر said…

    چند ساله پيش ، اين عكس رو بك گراند ميذاشتم ، الانم برگشتم به همون چند سال پيش.

     

  • At Wed Dec 14, 05:51:00 PM 2005, Anonymous Anonymous said…

    چشم به راه چه کسی نشستی پای پنجره
    دست بی منت تو
    پر از بهار
    منتظره

     

  • At Wed Dec 14, 07:00:00 PM 2005, Anonymous Anonymous said…

    salam. ghashange. ... rasti , inam comment.
    doosetam nadaaram.

     

Post a Comment

 

<< Home